این هشتمین قسمت از مجموعه‌ی «سواد مالی و اقتصادی» است. ما در قسمت‌های قبل مراحل زندگی مالی را مطرح کردیم و به جی‌پی‌اس مالی اشاره داشتیم که شما به‌واسطه‌ی فرمول‌ها جای خود را در زمین مالی پیدا می‌کردید و متوجه می‌شدید که کجا قرار گرفته‌اید و حال می‌خواهید به کجا رهسپار شوید و در این هرم مالی جا و هدف خود را پیدا می‌کردید.

سپس بیان کردیم که در مسیر شغلی خود چه کارهایی باید انجام دهیم و به لحاظ درآمد فعال و درآمدزایی چه کارهایی را باید به سامان برسانیم و راه و رسم پس‌انداز کردن را بیاموزیم. حال به نقطه‌ای رسیده‌ایم که باید روش سرمایه‌گذاری را فرا بگیریم.

در اقتصاد به سرمایه‌گذاری، درآمد غیرفعال می‌گوییم؛ یعنی درآمدی که به‌وسیله‌ی کار کردن و زمان گذاشتن به دست نمی‌آید. بلکه این پول شماست که برای‌تان درآمد کسب می‌کند. مثل این می‌ماند که شما در حال دویدن هستید و پولتان نیز در حال دویدن در کنار شماست. یا همچون دوی امدادی که چوب را به هم‌تیمی خود می‌دهید و حال اوست که باید برای‌تان بدود.

ما در جلسه‌ هفتم که جلسه‌ی قبل باشد راجع به حقایق سرمایه‌گذاری مطالبی را مطرح کردیم. ذکر کردیم که ما در این راه اسیر احساسات خود هستیم  و اینگونه بیان کردیم که به‌منظور گذشت از احساسات باید به تکنیک‌ها و قواعدی دسترسی پیدا کنیم تا بتوانیم تصمیمات احساسی خود را شکست دهیم. همچنین گفتیم که اسیر زمان هستیم و باید دوباره قواعدی را پیگیری کنیم تا بتوانیم زمان را شکست دهیم. همچنین به این مساله اشاره کردیم که ما در تمام نقاط جهان اسیر دولت و تصمیم‌های آن هستیم؛ درنتیجه باید از قواعدی پیروی کنیم که به‌واسطه‌ی آن بتوانیم سیاستگذاری‌های غلط دولت را پشت سر گذاشته تا زندگی مالی خوبی را تجربه کنیم.

در این قسمت نیز به‌صورت کلی به فرمول‌ها و تکنیک‌های سرمایه‌گذاری می‌پردازیم.

این مباحث بر مبنای شرایط تورمی ایران تدوین شده‌اند تا بیشترین سود نصیب افراد شود تا با استرس کم و آرامش زیاد به فعالیت خود ادامه دهند و نیازی نداشته باشند که بازارها را با تنش زیادی دنبال کنند و دائم نگویند که الان من باید طلا بخرم؟! یا نگران ریزش شاخص بورس و قیمت مسکن باشم؟! ما این مسیر را به شما نشان می‌دهیم تا این نگرانی‌ها را مرتفع کنیم.

ما در جلسه‌ قبل به این مساله اشاره داشتیم که حتما باید متنوع‌سازی دارایی‌ها را در دستور کار خود قرار دهیم؛ این اصل اوّل سرمایه‌گذاری است و با متنوع‌سازی عملاً بخش زیادی از راه را طی می‌کنیم. امّا این متنوع‌سازی چطور باید انجام شود؟ آیا در هر سنی در هر ترکیب سرمایه‌ای، هر مقدار دارایی‌ای یا هر شرایط تورمی‌‌ای این متنوع‌سازی یکسان است؟ حال ما متنوع‌سازی را انجام داده‌ایم، از هر دارایی تا چه میزان باید در این پروسه داشته باشیم؟ این‌ها سوال‌های مهمی هستند که امشب سعی می‌کنیم به آن‌ها پاسخ دهیم.

تکنیک‌های سرمایه‌گذاری که در این قسمت به شما گفته می‌شود با استفاده از دانش علم اقتصاد به دست آمده و افرادی که دانش مالی بالایی هم ندارد با استفاده از این فرمول‌ها می‌توانند زندگی مالی خود را متحول کنند.

تکنیک‌های سرمایه‌گذاری

تکنیک اول: خیلی مهم است که شما سه صندوق سرمایه‌گذاری برای خود ایجاد کنید که هر مبلغی که ماهانه پس‌انداز می‌کنید یا هر دارایی‌ای که در حال حاضر در اختیار دارید را با شروطی که در ادامه آمده است بین این سه صندوق تقسیم کنید.  توجه داشته باشید که این صندوق‌ها ذهنی ا‌ست و به این معنا نیست که این صندوق‌ها همان گاوصندوقی ا‌ست که در آن پول نگه می‌داریم.

صندوق اول، صندوق لاک‌پشتی، صندوق دوم، صندوق خرگوشی و صندوق سوم، صندوق اسب بالدار (شاخدار) نام دارد.

صندوق اول، صندوق لاک‌پشتی ا‌ست که خیلی آرام راه می‌رود و کم ریسک است و درهرصورت مسیر خود را طی می‌کند. صندوق دوم سود‌های بالا را به ارمغان می‌آورد، از رشد بالایی برخوردار است و سرعت خوبی هم دارد ولی ریسک آن هم بالا است. صندوق سوم (اسب بالدار)، صندوق آرزوها است و صندوقی‌ است که یک دفعه ممکن است انقدر بالا برود که همه را جا بگذارد و یا ممکن است در لحظه با خاک یکسان شود.

باتوجه به قاعده‌ای ساده که مختصات آن به شما گفته می‌شود، سن خود را لحاظ کنید. هر سنی که دارید را به درصد تبدیل کرده و در درون صندوق لاک‌پشتی قرار دهید. یعنی اگر پنجاه سالتان است باید ۵۰ درصد سرمایه‌ی شما در صندوق کم‌ریسک یا لاک‌پشتی باشد. اگر شصت سالتان است ۶۰ درصد و اگر هشتاد سالتان است، طبیعتاً ۸۰ درصد و یا اگر بیست سالتان است ۲۰ درصد.

در این راستا چرا باید سن خود را درنظر بگیرید؟ پیش‌تر تاکید کردیم که هرچه سن افراد بالاتر می‌رود ریسک‌پذیری‌ آنها کاهش پیدا می‌کند، ریسک‌گریزتر می‌شوند. در مقابل، فردی که در سن پایین قرار دارد ریسک بیشتری را متحمل می‌شود و قدرت تحمل ریسک‌اش بیشتر است و وقتی زمین بخورد خیلی راحت بلند می‌شود. ولی آدمی که سن زیادی دارد اصلاً نباید به سمت برداشتن ریسک‌های بزرگ گام بردارد و به خاطر میزان تحمل کم‌تر باید ریسک کم‌تری را بپذیرد. پس سن شما هرچه هست آن را تبدیل به درصد کرده و در صندوق اول قرار دهید.

صندوق اول شامل سپرده‌ بانکی، اوراق دولتی، بیمه‌ عمر، پولی که بابت بیمه‌ی بازنشستگی و تامین اجتماعی پرداخت می‌کنید و در ایران به‌خاطر نفتی بودن کشور مورد مسکن و زمین هم شامل این صندوق می‌شوند.

شما اگر سنتان ۳۰ سال است سی درصد را در صندوق کم ریسک قرار دهید. به‌طور مثال فرد در حال حاضر ده میلیارد یا صد میلیارد دارایی دارد که از این میزان پنج میلیارد یا پنجاه میلیاردش مسکن است، این برای کسی که ۳۰ سال سن دارد پرتفوی خوبی در پی ندارد، چون این میزان برای یک آدم پنجاه ساله و هفتاد ساله است و ارتباطی با یک آدم سی ساله ندارد. بنابراین اگر شما یک میلیارد الی ده میلیارد در اختیار دارید به تناسب سن خود، همان درصد را در دارایی کم ریسک قرار دهید.

این درصد هم از کل مال و هم از پولی ا‌ست که قرار است پس‌انداز کنید. برای کل مال خود باید approach شما این باشد که من این مسکن را دارم و دیگر نباید دارایی کم ریسک سرمایه‌گذاری کنم. این مساله بدان معنا نیست که فردا بروید خانه‌ی خود را بفروشید و تصمیم بگیرید فلان قدر را در صندوق کم ریسک و مقداری را در صندوق پرریسک سرمایه‌گذاری کنید. معنای این مساله این است که شما در یک بازه‌ی زمانی ۲ ساله، ۳ ساله یا ۵ ساله برنامه‌ریزی کنید و اگر پولتان یک میلیارد و از این مقدار هفتصد میلیون آن مسکن است دیگر نباید در مسکن سرمایه‌گذاری کنید.

ولی اگر سن شما هفتاد سال است به شما توصیه می‌شود که برخلاف سی‌ساله‌ها این کار را انجام دهید ولی اگر سی‌سالتان است پس‌اندازتان نباید در دارایی‌های کم‌ریسک صورت بگیرد و باید به صندوق دوم رجوع کنید. اگر پنجاه سالتان است و به‌طور مثال چهار میلیارد در اختیار دارید و از این میزان ۲ میلیارد به خانه‌ی شما اختصاص دارد دیگر نباید این میزان را به سمت دارایی‌های کم‌ریسک ببرید و این مقدار را سمت دارایی‌های صندوق دوم و سوم سوق دهید.

این میزان برای کل دارایی شما است و این مسکنی که دراختیار دارید، ریسک شما را به شدت پایین می‌آورد چون به شما آرامش و اطمینان قلبی می‌دهد که هر اگر هر اتفاقی بیفتد من این خانه را دارم. باید به این مساله توجه کنید که هر پولی که دارید را باتوجه به سن خود تبدیل به درصد کنید و همان میزان را در صندوق لاک‌پشتی قرار دهید.

صندوق دوم، صندوق پرریسک یا خرگوشی است که محتوای آن شامل سهام شما در بورس، میزان طلا و نقره‌ی دراختیار، اوراق بهادار شرکتی و ارز است. سود این صندوق از صندوق قبل خیلی بالاتر است. سود این صندوق در دوره‌های زمانی بالای سه و پنج سال خیلی بالاتر است. ولی نکته‌ای در آن وجود دارد که همان «ریسک» محسوب می‌شود. آدمی که هفتاد سال سن دارد و ۳۰ ‌درصد دارایی‌اش از ملک است نباید در بورس سرمایه‌گذاری کند. بلکه باید در ملک، بیمه‌ عمر، سپرده و اوراق سرمایه‌گذاری کند تا خیالش از بابت آرامشی که به وی تعلق خواهد گرفت راحت‌تر باشد؛ زیرا انسان در این سن و سال از قدرت ریسک کم‌تری بهره‌مند است. ما در صندوق خرگوشی مدلی را به شما ارائه می‌دهیم که به‌واسطه‌ آن از این بازی‌ها خلاص شوید.

سن شما هرچقدر که بود وارد صندوق لاک‌پشتی می‌شد. پنج الی ده درصد بسته به اینکه تا چه میزان ریسک پذیر یا ریسک‌گریز هستید، سن‌تان چقدر است، هدف مالی‌تان چیست وارد صندوق سوم می‌شود. مابه‌التفاوت صندوق اول و سوم وارد صندوق دوم می‌شود که همان صندوق خرگوشی‌ای است که درحال حاضر قصد تشریح آن را داریم، یعنی همان بورس و طلا. بهتر است بیشتر سرمایه در بورس گذاشته شود تا طلا ولی این مسئله باز هم به سن و شرایط فرد متفاوت است و نمی‌شود نسخه‌ی کلی و واحد پیچید. اما می‌توان گفت که افراد در بورس چه کاری انجام دهند. در اینجا به‌صورت کلی به شما می‌گوییم که در صندوق سرمایه‌گذاری‌تان باید چه کارهایی را انجام دهید.

فقط توجه داشته باشید که ما نباید اسیر احساسات خود شویم و توسل به احساسات ما را بیچاره می‌کند و پولمان را از دستمان در می‌آورد. چون افرادی که زرنگ‌تر هستند این پول را می‌برند و این زرنگ‌ها ۴ تا ۵ درصد هستند و شما فکر نکنید که جزو این افراد هستید. من درخصوص آن ۹۵ درصد صحبت می‌کنم و کاری با آن ۵ درصد ندارم و احتمال اینکه شما آن ۵ درصد را پیدا کنید خیلی کم است و نباید دنبالشان گشت.

این افراد با روش‌های نادرست و حرام به سودهای هنگفتی دست پیدا می‌کنند چون به دزدی می‌پردازند. شما باید حواس خود را خیلی جمع کنید که در بورس بر مبنای چیزی که ما به شما می‌گوییم عمل کنید. اگر این کار را انجام دهید دیگر نیاز نیست تا هر روز به پرتفوی خود نگاه بیندازید. شما در یک بازه‌ی پنج ساله این کارها را انجام دهید و بعد بیرون بیایید. من تضمین می‌دهم که شما از بقیه‌ی آن ۹۵ درصد حاضر در بازار بیشتر بازدهی می‌گیرید. بدون اینکه به کسی پول دهید و بدین واسطه زندگی و آرامش‌تان را به مخاطره بیندازید. به شرط اینکه مسائل و تکنیک‌هایی که مطرح کردیم را به‌درستی رعایت کنید. صندوق کم ریسک شما درست باشد، بورس در صندوق سوم درست یا صندوق شاخصی باشد.

حال من به شما آمار می‌دهم:

مسکن طی بیست سال گذشته (۱۳۸۰-۱۴۰۰) در بورس ایران ۱۴۱ برابر شده است و این میزان خیلی زیاد است. طلا ۱۸۹ برابر و ارز ۴۵ برابر شده است و این درحالی ا‌ست که شاخص بورس ۳۴۳ برابر شده است و از بقیه جلوتر است. و به همین خاطر است که من به دوستان می‌گویم ارز و دلار نگه ندارید و اگر می‌خواهید دلار نگه دارید شاخص بورس را بخرید یا به سراغ طلا و مسکن بروید.

دلیل این موضوع نیز این است که حجم نقدینگی ما در این بیست سال حدود ۱۵۰ برابر شده است. مسکن هم به اندازه‌ نقدینگی رشد داشته و ۱۴۱ برابر شده است. ولی کسی که در بورس فعالیت می‌کند ریسک بیشتری را متحمل می‌شود و طبیعی ا‌ست که بازدهی بیشتری دریافت کند. این بازار (بورس) بازار نقدشونده‌تری هم دارد. درحالیکه در آمریکا به سبب نداشتن تورم حجم نقدینگی خیلی کم سیر صعودی به خود می‌گیرد. ولی سفته‌بازی باید به سمت بازارهای مالی، خصوصا بورس رفته و آنجا تخلیه شود. بهترین جای تخلیه‌ی سفته‌بازی در بورس است که آدم‌ها ریسک بیشتری می‌کنند و سود بیشتری هم نصیب ایشان می‌شود.

حال ما می‌خواهیم روشی را به شما پیشنهاد دهیم که آدم‌ها بدون ریسک بالا به سود بالایی دست پیدا کنند. راه هم این است که شاخص را بخرند و پیش خود نگه دارند و دچار احساسات نشوند که فردا این را بخرم و روز بعد آن یکی را بخرم. این‌ها کار سرمایه‌گذار حرفه‌ای ا‌ست که سرجمع بیست درصد هم از این ویژگی بهره‌مند نیستند. درنتیجه این کار شما نیست و توصیه‌ ما این است که از انجام این روش دوری کنید. در غیر اینصورت زندگی، ذهن و کار خود را مختل می‌کنید و در انتها هیچ چیزی هم دست شما را نمی‌گیرد. البته اگر پورتفوی شما بالای ده میلیارد است به مشاوره هم نیاز دارید که بحث جدایی را می‌طلبد.

درباره طلا هم خلاصه بگویم که شما می‌توانید هم سکه، هم طلای خام، هم طلای ساخته شده‌ دست دوم، هم طلای ساخته شده‌‌ی نو و هم اوراق طلا و صندوق‌های طلا را بخرید.

صندوق کم ریسک به اندازه‌ سن ما، پنج تا ده درصد صندوق خیلی پرریسک (صندوق آرزوها) است. با یک مثال این مساله را راحت‌تر توضیح می‌دهم: کسی که ۳۰ ساله است سی درصد را به صندوق کم ریسک اختصاص می‌دهد. ده درصد را هم به حساب صندوق آرزوها می‌ریزد. حال شصت درصد را بین طلا و بورس تقسیم می‌کند. این که تقسیم چطور باشد نیاز به فرمول دارد و بسته به هدف مالی فرد، ریسک‌پذیری و سن متفاوت و در تغیر است.

ما در اپلیکیشن می‌توانیم این فرمول را به فراخور شرایط فرد محاسبه کنیم چون ما هوش مالی، ریسک‌پذیری و شرایط شخص را می‌سنجیم و در انتها می‌گوییم که فرد باید چه میزانی را در طلا سرمایه‌گذاری کرده و چه مقداری را به بورس اختصاص دهد. ولی طبق یک قاعده‌ی کلی برای کسی که سی سالش است سی درصد را در صندوق کم‌ریسک نگه می‌دارد، ۵ الی ۱۰ درصد را به صندوق خیلی پر ریسک و شصت درصد را در صندوق پرریسک نگاه می‌دارد که شامل طلا و بورس می‌شود ولی خب نمی‌توان حصه‌ی هرکدام از طلا و بورس را به‌صورت کلی و جزئی مشخص کرد.

صندوق خیلی پرریسک که فقط پنج تا درصد دارایی را شامل می‌شود به کریپتو (رمزارزها)، فارکس و استارتاپ‌ها اختصاص دارد. این‌ها چیزهایی ا‌ست که به‌نوعی عشق شما محسوب می‌شود و شما دوست دارید که پولتان را به آن‌ها اختصاص دهید. حال یا این روند نتیجه‌بخش است یا نیست. این پنج تا ده درصد برای همین لذت بردن‌ها است. ممکن است ارزش کریپتو تا ده سال آینده صفر شود یا حتی ممکن است ارزشش به واحدی صدهزار دلار برسد. اشخاصی که سی درصد از دارایی‌های خود را به ارز دیجیتال اختصاص داده‌اند شب‌ها خواب ندارند ولی کسی که پنج درصد در این حوزه سرمایه گذاشته باشد و به توصیه‌ ما عمل کند و کاری با ارزش بیت کوین نداشته باشد و ذهن‌اش را به این مسئله مشغول نکند در یک بازده سه تا پنج ساله با پس‌اندازهایی که به این حوزه اختصاص می‌دهد سود خوبی را تجربه می‌کند و نسب به دوستان و آشنایان‌‌اش موفق‌تر است.

ما با پیروی از قواعد، احساساتمان را شکست می‌دهیم و اگر به قواعد پایبند نباشیم احساسات ما را در هم می‌شکند. آدم‌های خوب معمولا بازنده هستند چون کار درست را در زمان نادرست انجام می‌دهند. ولی اگر این قواعد رعایت شود نتایج خوبی به دست خواهد آمد. این قواعد به لحاظ علمی و تجربی مورد سنجش قرار گرفته‌اند و درست هستند. قیمت این قواعد و تکنیک‌ها خیلی زیاد است اما ما این‌ها را به‌صورت رایگان در اختیار عموم قرار می‌دهیم تا زندگی مالی خود را بهبود داده و از این فضای بدی که در ایران وجود دارد رهایی پیدا کنند. فضای بد به این شکل که شخص کار خود را به خاطر موفقیت در بورس رها می‌کند و در اندیشه‌ی این است که طلا یا بورس چقدر بالا می‌رود، حال اینکه باید بیخیال این مسائل شود.

شخص باید به درستی پرتفوی خود و صندوق‌اش را بچیند و کاری با مسائل دیگر نداشته باشد. فقط تنها کاری که باید انجام دهد این است که در پریودهای سه و شش ماهه اگر ترکیب صندوق‌ها به هم خورد طبق فرمول سن متعادل شود و نباید فرد طمع کند که فلان بورس خیلی رشد کرده است و بگذارم که سودش در خودش بماند؛ خیر آن سود در حال حاضر دارایی فرد است و سود محسوب نمی‌شود، درنتیجه این دارایی را باتوجه به فرمول باید متعادل کند. اگر بورس ده یا هشت برابر شد و اگر پرتفوی فرد که سی درصد بود از کل آن بیشتر شد باید از بورس به بقیه‌ی صندوق‌ها انتقال داد. اگر بیت کوین از شش هزار دلار سال نود و شش شد پنجاه هزار دلار فرد باید مقدار آن را کم کرده و این میزان درآمد را بین سایر صندوق‌ها تقسیم کند. بنابراین اگر بیت کوین سقوط کند شخص دیگر به استرس دچار نخواهد شد. در حقیقت شخص متوجه می‌شود که کارش درست است و با پرتفوهای متوازن و صندوق‌های خوب در حال حرکت است.

تکنیک دوم: حتما بخشی از سودی که سالیانه به شما اختصاص می‌یابد را برای کار خیر درنظر بگیرید. حال آن‌هایی که مذهبی هستند خمس‌شان را بدهند و آن کسانی که مذهبی نیستند یک درصد این مبلغ را هم می‌توانند به کار خیر اختصاص دهند. شما خود را ملزم به این کار کنید چون هم به زندگی‌تان برکت می‌دهد و هم احساس خوبی را برای‌ شما به ارمغان می‌آورد. این احساس خوب زندگی‌تان را پیش می‌برد. این احساس خوب به شما فضایی می‌دهد که آن فضا در زندگی‌تان خیلی به شما کمک می‌کند و باعث می‌شود کسی که نسبت به خودش حس خوبی دارد این حس را به دیگران هم انتقال دهد و بدین واسطه این فرد در کسب‌وکار خیلی موفق‌تر است.

تکنیک سوم: سومین تکنیک این است که هر سال این صندوق‌ها را بسته به مقدار پولتان متعادل کنید. اگر مبلغ بالای ده میلیارد است هر سه ماه و شش ماه و اگر این مبلغ پایین‌تر از ده میلیارد است سالیانه آن را متعادل کنید.

اگر صندوق پر ریسک (صندوق دوم) شما شصت درصد است و در یک فرایند نامعقولی به حد نَود درصد رسیده است باید سر سه ماه، شش ماه یا یکسال تعدیل‌اش کنید و بخشی از سهام‌ها را فروخته و به بخش‌های دیگر نظیر مسکن، اوراق، سپرده و… انتقال دهید (اگر زیاد است در مسکن و اگر کم است در اوراق و سپرده).

شما نباید طمع کنید و بگویید که حالا این بازار سودده بوده، از متعادل کردن صندوق‌ها پرهیز کنید. خیلی جالب است که بعضی می‌گویند من از سود ضرر کردم! درحالیکه این سود دارایی فرد محسوب می‌شود و اگر متعادل کنید دیگر این اتفاق‌های بد فرصتی برای بروز پیدا نمی‌کنند. اگر قسمتی از درآمد خود را برای سرمایه‌گذاری‌های آینده پس‌انداز می‌کنید، درصدش را تغییر ندهید.

ما به تکنیک‌های پس‌انداز اشاره کردیم و گفتیم که حداقل با فرمولی که اشاره داشتیم در یک بازه‌ی زمانی مشخص به ده یا یازده درصد برسید و اجازه دهید این روند طی شود. (دوستانی که ندیده‌اند به بخش پس‌اندازها مراجعه کنند و دوستانی که قسمت دوم را که شامل مراحل زندگی مالی می‌شود را ندیده‌اند باید حتما مشاهده کنند چون برای هر کدام از این ویدئوها، قسمت دوم پیش‌‌نیاز محسوب می‌شود، زیرا با تماشای این ویدئوها ذهن دارای یک چهارچوب مشخص می‌شود و پس‌انداز، شغل، سرمایه‌گذاری در جای خودشان قرار می‌گیرند)

پس تکنیک سوم این بود که درصد سرمایه‌گذاری‌ و پس‌انداز خود را تغییر ندهید و اگر پولدار شدید، تصمیم نگیرید که درصد صندوق‌ها و تکنیک خود را تغییر دهید.

تکنیک چهارم: فریب نخورید! موقعیت استثنایی در یک بازار برای آدم معمولی وجود ندارد. این مورد مثلا ارتباطی با یک فرد با سابقه که در حوزه‌ی مسکن فعال است، ندارد. ولی اگر یک فرد معمولی هستید فریب تبلیغات دیگران برای خرید فلان ملک که به شما تضمین می‌دهند ظرف دو سال قیمت زمین چندین برابر می‌شود را نخورید. ۹۹ درصد این اتفاقات کلاهبرداری‌ست و تنها یک درصد آن واقعی‌ است و بهتر است به طمع آن یک درصد به چاله‌ی آن ۹۹ درصد نیفتید و این فرمول‌ها، صندوق‌ها و… را به این خاطر به هم نزنید و خود را در دام افراد شیاد قرار ندهید. درنتیجه به موقعیت استثنایی اعتنا نکنید، این موقعیت استثنایی واقعی نیست.

این ماجرای همان جوک است که می‌گوید: به کسی که قصد عزیمت به تهران را داشت، گفتند وقتی به این شهر می‌روی پول ریخته است و تو کافی ا‌ست فقط پول‌ها را جمع کنی. وارد تهران که شد دید که یک ده هزارتومانی روی زمین افتاده است و وقتی قصد برداشتن آن را داشت به خود گفت که الان حال انجام این کار را ندارم، می‌گذارم برای فردا و بعد، اسکناس بعدی را برمی‌دارم!!! حال این ده هزارتومانی که روی زمین است به احتمال خیلی زیاد قلابی است و اگر واقعا ده هزارتومانی بود شخص دیگری پیش از شما آن را برمی‌داشت. پس به موقعیت استثنایی اعتنا نکنید و با همین مسیر جلو بروید و اگر قصد اعتنا به این موقعیت را داشتید در آن پنج الی ده درصد مرحله‌ی سوم (صندوق سوم) حق این کار را دارید و بهتر است سراغش نروید.